الفيض الكاشاني

106

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

شما درخواستى از من مىكند و خواسته‌اش برآورده مىشود و آنچه را گرفته در حالى كه آتش زير بغل مىگيرد » . عمر عرض كرد : اگر بخشش شما آتش است چرا به آنها مىدهيد ؟ پيامبر فرمود : « آنها از من درخواست مىكنند و خدا مرا از بخل منع كرده است » . « 109 » از ابن عباس روايت شده كه گويد : پيامبر خدا ( ص ) فرمود : « بخشندگى از جود خداى متعال است . پس ببخشيد تا خداى متعال به شما ببخشد . به هوش باشيد كه خدا جود را به صورت مردى آفريد و ريشه‌اش را در ريشهء درخت طوبى استوار ساخت و شاخه‌هايش را به شاخه‌هاى درخت سدرة المنتهى ببست و بعضى از شاخه‌هايش را به سوى دنيا آويخت و هر كس به شاخه‌اى از آن دست درآويزد خدا او را وارد بهشت مىكند . به هوش باشيد كه بخشش از ايمان است و ايمان در بهشت است و بخل را از خشم خود آفريد و ريشهء آن را در ريشهء درخت زقّوم استوار ساخت و بعضى از شاخه‌هايش را به سوى دنيا آويخت پس هر كس به شاخه‌اى از آن دست بياويزد خدا او را وارد دوزخ سازد ، به هوش باشيد كه بخل از كفر است و كفر در آتش است » . « 110 » پيامبر ( ص ) فرمود : « بخشندگى درختى است كه در بهشت مىرويد و جز شخص بخشنده وارد بهشت نمىشود ، و بخل درختى است كه در دوزخ مىرويد و جز بخيل وارد دوزخ نمىشود . » « 111 »

--> ( 109 ) اين حديث را احمد و ابو يعلى و بزار به همين صورت روايت كرده‌اند ، ولى احمد نگفته است كه آن دو « سألاه ثمن بعير . » از پيامبر بهاى شتر مىخواستند و بزار از روايت ابو سعيد از عمر روايت كرده و رجال سندهاى آنها موثق‌اند ( المغنى ) و در النهايه گفته : در حديث آمده است « اما و اللّه انّ احدكم ليخرج بمسألته من عندى يتأبطها » يعنى آن را در زير بغلش قرار مىدهد . ( 110 ) اين حديث را ديلمى در الفردوس روايت كرده ولى پسرش در مسند الفردوس روايت نكرده است ، ( المغنى كنوز الحقايق مناوى . ) ( 111 ) نظير اين حديث پيش از اين نقل شد و صاحب الفردوس به همين لفظ از حديث على ( ع ) نقل كرده و پسرش در مسند الفردوس روايت نكرده است ( المغنى ) و نظير اين حديث را بيهقى از حديث ابو هريره روايت كرده چنان كه در در المنثور ، ج 6 ، ص 197 ، آمده است .